تبلیغات
دفتر معماری فراز سازه(معماری پیام نور اسكو) - شهر و روستا در دوران معاصر
پنجشنبه 21 مهر 1390  11:03 ق.ظ
توسط: حسین

  شهر و روستا در دوران معاصر...

      از آنجا كه هدف نوشته حاضر كوششی جهت طرح مسائل كلان شهر تهران است  . آنچه قبلاً بصورت مقدمه مطرح گردید ، پیش فرضها و مبانی نظری می‌باشند كه این نوشته با استناد به آنها ، ویژگیهای مربوطه را جستجو ، می‌نماید .

      با پوزش مجدد از تكرار بعضی مطالب ، ارتباط شهر و روستا و نحوه آرایش فضائی آن دو در فضای جغرافیائی ملی را مورد توجه قرار می‌دهیم  .

    در گذشته‌های دور، استقرار یك روستا و یا آبادی در فلات ایران ، در مكان مشخصی ، بعلت «بسته» و «خودمصرف» بودن ساختار اقتصادی- ا جتماعی‌اش ، كمتر تحت تاثیر عوامل خارج از روستا یا فرضاً تأثیر شهر و یا بازار بوده است .  روستاهای ایران غالباً استقرارشان تابع امكانات زیستی در هر منطقه  : مانند وجود آب ، زمین زراعی و مانند آن میباشد . اكثر قریب به اتفاق روستاهای ایران بعلت  «خودمصرفی» و بنابراین ، وابستگی غالب آنها به امكانات طبیعی با روستاهای دیگر و همچنین با شهرها ،  ارتباط ضروری چندانی (ارتباطی كه برای موجودیت یك جمع روستائی و ادامه بقا آنها تعیین كننده باشد ، مانند وجود بازاری مطمئن برای عرضه محصولات و غیره) نداشته‌اند .

بعلت ضعف ارتباط میان روستاها و همینطور میان شهر و روستا ،  استقرار فضائی روستاها در ایران را نمی‌توان بصورت یك ساختار فضائی كه دارای اجزای بهم پیوسته‌ای باشند مطرح نمود .  شهر و روستای سرزمین ایران و یا مناطق مشابه آن ساختار فضائی بوده‌اند با اجزائی كم ارتباط  و مجزا از یكدیگر .  یعنی اگر بخش روستائی را بصورت یك  « ساختار فضائی » موردنظر قرار دهیم كه اجزای آن با یكدیگر دارای ارتباط عملكردی و پیوند مداوم و متقابل باشند . این ارتباط می‌بایست در هر محل و منطقه از طریق شهرهائی كه روستاها تابع آنند شكل می‌گرفت . سابق بر این اصولاً" چنین پیوند « عملكردی »   وجود چندانی نداشته است .  ارتباط شهر و روستا به نیازهای بسیار محدود زیستی روستائیان و ارتبا ط های دیگری در رابطه با اخذ مالیات ،  سهم ارباب ، توسط عمال حكومتی و یا مالكین، در روستاهای غیر خرده مالكی ، محدود می‌گردید .

       در یكصد سال گذشته هرچند ارتباط شهر و روستا افزایش یافته ،  ولی این ارتباط بیشتر به تغییر در حوزه مصرف روستا مربوط بوده ،  تا حوزه تولید آن ؛ اگر در ساختار تولید برخی روستاها تغییرات جزئی بوقوع پیوسته ، محدود به روستاهائی می‌شده كه در جوار شهرهای بزرگ قرار داشته‌اند .

       هرچند در حوزه تولید روستا ، تحول عمده‌ای بوقوع نپیوست .  ولی تحت تأثیر تحولات بخش شهری ، مناسبات بازار به آن وارد گردید . ازآن جمله كار مزدی شد . بخشی از تولیدات غیركشاورزی نظیر پوشاك ،  سوخت ،  ابزار كه قبلاً" در روستا تولید می‌شدند رفته رفته تولیدشان منسوخ گردید .  ولی با ادامه كم و بیش « نامنظم » مبادله روستا با شهر و بقای ساختار سنتی تولید (عمدتاً خود مصرف) ، انباشت سرمایه در حوزه تولید روستا بحدی نرسید كه ارتباط آن با بازار (شهر) را «مداوم» و «منظم» گرداند . بدین ترتیب ارتباط شهر و روستا در همه زمینه‌ها ‌ضعیف ،  محدود و بطور كلی «عقب مانده » و « توسعه نیافته » باقی ماند . ارتباط موردنظر بصورتی توسعه نیافت كه موجب گسترش سیستم و شبكه شهرها و زیرساختهای مربوطه ‌شان گردد .

 

بنابراین ، ساده اندیشی است اگر در چنین وضعیتی

، بپندازیم با ایجاد این یا آن زیرساخت ، همچون راه‌های ارتباطی و نظیر آن ،  روستاها توسعه می‌یابند .  چون كمبود زیرساختها خود معلول بقای عقب ماندگی و توسعه نیافتن حوزه تولید بخش روستائی است  .   یعنی با تحقق توسعه و از میان رفتن موانع آن است كه زیرساختهای فیزیكی و غیره بوجود می‌آیند .  بهمین خاطر در ایران ،  ‌كم و بیش شاهد این واقعیت هستیم كه بسیاری از زیرساختهای احداث شده ، آن چنان كه انتظار می‌رفته ، توسعه‌ای را موجب نشده‌اند .

روستاها را می‌توان متناسب با تاثیرپذیری آنها از تغییر و تحولات ، از نظر گرایش‌های استقرار فضایی و ارتباطشان با شبكه شهرها ، در سطحی بسیار كلی ،  احتمالاً به سه گروه عمده تقسیم كرد .

    گروه اول : استقرارهائی كه دارای امكانات طبیعی و عرصه فضائی بیشتری بوده و كم و بیش نزدیك و یا در حاشیه شهرهای بزرگ قرار گرفته‌اند . درواقع ، روستاها و یا مراكز كشاورزی كه فعالیتشان نخست منحصر به كشاورزی و دامداری شده ،  سپس این فعالیت به تولید یكی دو محصول ، محدود گردیده (نوعی تخصصی شدن تولید) مانند تولید كنندگان چای و برنج در استانهای شمالی، پنبه در گرگان ، غلات در گرگان ، آذربایجان و سایر استانهای تولیدكننده عمده غلات ،  پسته در رفسنجان ، نیشكر در خوزستان و سایر محصولات باغی در اطرف برخی شهرهای بزرگ ، بالاخره كشت و صنعتهای نسبتاً تخصصی دیگر،  در جیرفت ،  دشت مغان و غیره .  این مناطق، كم و بیش در شرایط جدید وضعی تثبیت شده داشته و بتدریج به نوعی «یگانگی» نسبی با بازار نایل می‌آیند . با توسعه بیشتر بخش كشاورزی و از میان رفتن موانع رشد در این بخش، یگانگی فوق تقویت شده ،  نهایتاً باعث توسعه یافتگی بیشتر این مناطق خواهد شد .

    گروه دوم : روستاهائی كه كم و بیش به مراكز جمعیتی بزرگ نزدیك بوده ،  ولی از نظر امكانات طبیعی و عرصه زراعی آنچنان امكاناتی ندارند  ، كه بتوانند در مقیاس وسیع‌تری تولید كنند . فعالیت كشاورزی آنها محدود بوده و امروزه بیشتر متكی به امكاناتی هستند كه بصور مختلفه ازشهر دریافت می‌كنند .  اكثراً دارای جمعیت بومی بسیار كمی بوده و بعضاً در فصل تابستان توسط ساكنان سابق و یا دیگرانی كه ساكن شهرهای بزرگ مجاور بوده بویژه شهر تهران مورد استفاده قرار می‌گیرند .

     گروه سوم :  روستاهائی هستند كه نه دارای امكانات طبیعی كافی بوده كه بتوانند حوزه و حجم تولید خود را توسعه دهند  .   نه در نزدیكی مراكز مهم شهری ،  بویژه تهران قرار دارند .  این روستاها كه تعدادشان هم كم نیست ،  فعلاً دچار ركودند .

       بدین‌ترتیب ، متناسب با تفاوت كیفی میان گروه روستاهای پیش گفته ، روابط متقابل آنها با شهرهایشان هم  ، متفاوت و ناموزون در حال تغییر و تحول بوده است .  برخی كم و بیش با شهرهایشان در حال یگانگی‌اند  .  برخی دیگر بكلی منزوی و پس افتاده شده‌اند .  گروهی دیگر نیز وضعی نامشخص و بینابینی را دارند .

      در مقابل آنچه درباره تفاوتهای ساختاری روند تحولات روستاها ، بطور خلاصه مطرح گردید ، می‌باید این واقعیت را اضافه نمود که ،  تغییر و تحول شهرها نیز شبیه روندی است كه در مورد روستاها در جریان بوده است .

      با توجه به روند تحول شهر و روستا امكان ارزیابی دقیق‌تر ارتباط شهر و روستا ،  بستگی به نحوه تمایز شهر از روستا خواهد داشت .

    طبق آمار ارائه شده توسط مركز آمار ایران جمعیت كل كشور در سال 1375 كمی بیش از 60 میلیون نفر بوده است. برای همین سال جمعیت شهری حدود 37 میلیون یا بیش از 60 درصد كل جمعیت عنوان شده، بنابراین، آمار جمعیت روستائی سال 1375 حدود 40 درصد كل جمعیت بوده است.      در حال حاضر جمعیت ایران به استناد خبر 21 مرداد 1384 ایرنا 67 میلیون ، رشد سالانه

  آن 1/5 درصد و جمعیت شهری 44/7 میلیون یا حدود 67 درصد كل جمعیت عنوان شده است .

     همانطوركه قبلاً هم مطرح گردید . آمار ارائه شده در مورد شمار جمعیت شهری چندان واقعی نیست . چون صرف نظر از بزرگ نمائی در مورد جمعیت شهری ، مبنی تمایز شهر از روستا كه توسط مركز آمار مورد استفاده قرار گرفته مبین واقعیت و تمایز قابل قبولی نمی‌باشد.

     در شرایط كنونی ،  جهت پرهیز از انحراف در برداشتها و نزدیكی به واقعیت می‌بایست در این مورد در جستجوی تعریف و یا روش دیگری برای تمایز شهر از روستا بود. بعنوان مثال در كشور مكزیك  (6)كه كشوری در حال توسعه است، صاحب نظران، جهت تفكیك شهر از روستا در عوض یك آستانه جمعیتی، دو آستانه جمعیتی را مبنای تمایز قرار داده‌اند .   بدین ترتیب، استقرارهای جمعیتی را سه گونه تقسیم نموده‌اند .   نخست، «روستا» با جمعیتی حدود 3 تا 4 هزار نفر ، سپس «مختلط» با جمعیتی حدود 15 تا 20 هزار نفر و بالاخره «شهر» بیش از 15 تا 20 هزار نفر .

     البته باستثنای استقرارهای نسبتاً كم جمعیتی كه در جوار مراكز بزرگ صنعتی یا معدنی و غیره قرار دارند، كه در عین كم بودن تعداد جمعیت، ساكنان آن، كلاً فعالیتی غیركشاورزی دارند.

     بهرحال این یا آن روش، می‌بایست تعریفی را انتخاب نمود كه با وضعیت واقعی جامعه ما (با چگونگی مشغولیت واقعی نیروی كار) هماهنگی داشته باشد  . نیت این است كه «روستا» به استقراری اطلاق شود كه مشغولیت اكثریت ساكنین آن كشاورزی است .  در مقابل «شهر» به استقراری اطلاق ‌گردد كه فعالیت اكثریت جمعیت آن غیركشاورزی باشد .

    هنگامی كه شهرها را از نظر كیفیت عملكردشان مورد بررسی قرار می‌دهیم ملاحظه خواهد شد؛ كه اگر روستاها در این مرحله   (مرحلة تغییرات وسیع ساختاری، مرحله در واقع شهری شدن اقتصاد و جامعه، مرحله‌ای كه استقرارها و یا اكولوژی كار به وضعیت نسبتاً تثبیت شده‌ای نرسیده‌اند و بالاخره مرحله تحقق توسعه)  با ناهمگونی و ناموزونی مواجه‌اند  ؛ وضع شهرها نیز كم و بیش به همان صورت است .  درمناطقی كه روستاها در ركودند ، شهرها نیز دچار ركود و ضعف ساختاری ا ند .

     اگر مبنی تفاوت میان شهرهای كشور، متناسب با میزان جمعیت و سلسله مراتب آن دانسته و براساس آن شهرها را گروه‌بندی نمائیم ؛ قطعاً چنین گروه‌بندی، در شرایط حاضر، برای درك و شناخت تفاوتهای كلی شهرها كافی نخواهد بود .  بنابراین در وضعیت كنونی می‌باید علاوه بر توجه به مرتیه جمعیتی شهرها نسبت به یكدیگر، مطالعات عمیق و همه جانبه‌تری در جهت نوعی تیپ‌بندی ساختاری شهرها نیز انجام داد .

      از آنجا كه ارتباط شهر و روستا، بعلل تاریخی-ساختاری ، توسعه چندانی نیافت . تحولات بعدی شهرها خاصه ، تهران ، تقریباً مستقل از بخش روستائی یا حتی ارتباط بین شهرهای كشور، بوقوع پیوست .

      روستاهای كشور اكثراً با فروپاشی ساختاری مواجه بوده‌اند .  رابطه شهر و روستا در ابعاد مختلف عقب مانده باقی ماند .  شهرها هم كم و بیش منزوی و مستقل از یكدیگر، یا شاهد تغییراتی بودند و یا اینكه در ركود و انروا بسر می‌بردند .  در چنین وضعیتی، آرایش شهرها در فضای ملی و كیفیت ارتباط آنها با یكدیگر در قالب « شبكه » و« سیستم » شهرها وضعیت خاصی بخود گرفت.   وضعیتی، كه بدون بررسی و تجزیه و تحلیل همه جانبه آن ،  واقعاً تبیین كیفیت عملكرد شهرها ،  بخصوص كلان شهر تهران ،  تقریباً غیرممكن خواهد بود .

 

      شبكه و سیستم شهرها:

     شبكه و یا ساختار فضائی استقرار شهرها ،  در دوران معاصر تقریباً مستقل از ارتباط (علی‌القاعده) پایه‌ای شهر و روستا تغییر و تحول (حال هرچند جزئی partial) یافت . بدین ترتیب كه اگر «توسعه»، یعنی حاصل روند مداوم رشد اقتصادی و درنتیجه اشباع تقاضا در بخش اولیه و بدنبال آن انتقال سرمایه و مازاد انباشت از بخش روستائی (عمدتاً كشاورزی) به بخشهای اقتصاد شهری بوقوع می‌پیوست ؛ در آن صورت شبكه شهرها نیز متأثر از آن و در واقع بصورت  تبلور فضائی آن قوام روزافزونی یافته ، شكل‌بندی و «هیئتی» دیگر میداشتند . درچنین حالتی در پویش جابجائی ، توزیع و باز توزیع جمعیت ،  جمع بزرگی از جمعیت جابجا شده ،  جذب اجزای شبكه‌ملی شهرها (در صورتی كه بدینصورت توسعه می یافتند) می‌شدند .  یا اینكه همه راهها به تهران ختم نمی‌شد!؟  كم و بیش شبیه آنچه بعد از انقلاب صنعتی در كشورهای توسعه یافته غربی بوقوع پیوست . درنتیجه ، بعلت عقب ماندگی ارتباط شهر و روستا ،  شبكه و سیستم شهرها هم متأثر از عقب‌ماندگی فوق دچار درهم ریختگی و نابسامانی شد .

       شبكه و سیستم شهرها بصورتی توسعه نیافت، كه ارتباط بین شهرها بصورت یك ارتباط نسبتاً نظام یافته (سیستماتیك) و سلسله مراتبی باشد .  یعنی روستاها حول شهرهای هر ناحیه و شهرها نواحی جزئی از یك گروه شهرِدرهر منطقه و بالاخره گروه شهرها با تشكیل جزء سیستمهای منطقه‌ای در مجموع سیستم شهرهای سرزمین را تشكیل دهند .

       تغییر و تحولات یك صد سال گذشته در رابطه با شهر و روستا  ، در پی آن آنچه بر هیئت فضائی شبكه شهرهای ایران گذشت ،  احتمالاً در سطح جهان منحصر به فرد بوده و یا اینكه نمونه‌های مشابه بسیار معدودی ، برای مقایسه و شناسائی بهتر این پدیده ، میتوان یافت .  حتی در مناطقی از جهان كه سابقاً اقتصادی مستعمراتی داشته و اكثراً صادر كننده عمده مواد اولیه بودند باز به نوعی ، با شبكه فضائی استقرارها (حال با امكانات كمتر و محدودتر از جوامع توسعه یافته امروزی) ، مواجهیم . كه آن هم ناشی از ضرورت ارتباط اقتصادی- اجتماعی- فیزیكی شهرها با كشتزارها و یا بخش  کشاورزی(پلانتاسیون) این مناطق بوده است .

       در یك مقایسه بسیار كلی شبكه شهرهای ایران  با شبكه شهرهای كشورهای توسعه یافته (فرضاً اروپایی) می‌توان كم و بیش تفاوتهای ساختاری را ملاحظه نمود . هرچند قبل از دوران معاصر هم شبكه و استقرارهای شهری اروپا كه شكل گیری اولیه‌اش به قرون وسطی و حتی پیشتر، برمی‌گردد  با ساختار فضایی شهرها در فلات ایران تفاوتهای اساسی داشته ، ولی به هرحال آنچه از انقلاب صنعتی به بعد اتفاق افتاد این تفاوت را كمتر نكرد  .  بلكه بیشتراز پیش به دو صورت متفاوت تحقق یافتند . در نتیجه  نهایتاً  شبكه شهرها  در كشورهای اروپائی غالباً"  شكل‌بندی  «لانه زنبوری»  بخود گرفتند .

بدین صورت كه هر شهر ضمن داشتن ارتباط متقابل با روستاهای حول خود و یگانگی (integration) نسبی با آن دارای ارتباط متقابل با شهر بزرگتر منطقه خود بوده و همواره در شعاع معینی در اطراف و در همه جهات كم و بیش با شهرهای دیگر در ارتباط می‌باشند .  در مقابل شبكه شهری ایران و مناطق معدودی در دیگر نقاط جهان ، كه كم و بیش وضعیتی نسبتاً مشابه با ایران را دارند؛ غالباً شكل‌بندی خطی ، « زنجیره‌ای  »  دارند .   یعنی شهرها بصورت خطی مستقیم با مركز در ارتباط هستند .  در شبكه شهری ایران ارتباط بین شهری اكثراً منحصر به تهران و به نسبت بسیار محدودتری با چند شهر بزرگ می‌باشد .  با مختصر توجهی در خواهیم یافت فرضاً شهرها و حتی روستاهای نسبتاً دور دست در استانهای دیگر بیش از اینكه با مركز استان خود در ارتباط باشند  ؛ مستقیماً  با تهران در ارتباطند!؟   حتی بسیاری از روستاهایی كه در شعاع چند صد كیلومتری تهران قرار دارند ، غالباً بوسیله وسایط نقلیه مستقلی با تهران ارتباط مستقیم داشته ،   تا فرضاً با شهرها یا مراكز استان خود!؟

     بطور كلی ، توسعه و تحول اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی كشور در دوران معاصر ، یا چند دهه گذشته ، بحدی نبوده كه شبكه شهرهای كشور را چنان متحول گرداند ، كه بتواند نقش یگانه كننده‌ای (integrative) را در سرزمین ایفا نماید .  در واقع آغاز روند یگانه شدن ارتباطات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی بین شهرهاست كه بتدریج ، باعث بوجود آمدن روند ،  نخست تعدیل و سپس به تدریج رفع معضلات ساختاری شهرها ،  خواهد شد .

     بهمین روال اگرمجموعه شهرهای كشور را بصورت یك سیستم شهرها مورد بررسی قرار دهیم .  ملاحظه خواهد شد  كه  :  ارتباطات پیوندهای اقتصادی  ، اجتماعی ،  سیاسی و فیزیکی متقابل بین شهرها به آن حدی توسعه و تنوع نیافته كه ویژگیهای یك سیستم شهری را دارا باشد .  بهمان صورتی كه در سطح كل كشور روابط متقابل میان شهرها توسعه بسیار محدودی را داشته در سطح مناطق یا شهرهای بزرگ و یا بفرض كلان شهرهای دیگر كشور (البته در صورتیكه شهرهای بزرگ دیگر در سطح منطقه‌ای خود ویژگیهای كلان شهری metropolitan را دارا باشند؟ ) در مناطق مربوط به خود و با شهرهای حول خود ،  ارتباطهای متقابل چندانی ندارند ؛ كه مجموع هر گروه شهر بصورت یك جزء سیستم از سیستم شهرهای كشور  باشند  .

     بعنوان مثال : می‌توان یكی از شهرهای بزرگ كشور را در نظر گرفت. شهرهایی كه بعنوان قطب منطقه خود مطرح‌اند .  همچون مشهد ، اصفهان ، تبریز ، شیراز ، اهواز .  سپس شهرهایی كه در محدوده نفوذ یا حول آنها قرار دارند را از نظر میزان و كیفیت روابط متقابل آنها با شهر اصلی، مورد بررسی قرار داد .  اكثراً   نتیجه چنین بررسی‌هائی مبین روابط متقابل محدود و بسیار ابتدایی شهر اصلی با شهرهای حول خود بوده ،  بصورتی كه اطلاق عنوان ، كلان شهر ، را به شهر مورد مطالعه از جهات بسیاری ، منتفی می‌گرداند .

اكنون اگر زندگی شهری و بطور كلی عملكرد شهر را فرایند عوامل متنوع اقتصادی ، اجتماعی- فرهنگی ،‌ سیاسی بدانیم به این نتیجه می‌رسیم كه؛ چون از جهات فوق ،  مرحله خاصی و یا مرحله گذر از توسعه نیافتگی را می‌گذرانیم ؛ مسائل و مشكلات مربوط به توسعه و گسترش شهرها ،  در جامعه ما ، حداقل در این مرحله ، در اساس با آنچه بصورت معمول مطرح می‌گردد  ،  متفاوت است .

      به عبارت دیگر؛ اگر تحولات جاری جامعه در راه تحقق توسعه ، بعلل ساختی تاریخی متنوع   خود ، مشروط به فراهم شدن شرایط توسعه شده است . در این صورت ویژگیهای مربوطه می‌باید متناسب با اهمیتی كه دارند ؛  اولاً برجسته شوند .  ثانیاً در برنامه‌ریزی و هدایت روندها ، بطور اصولی و از همه جهات ، از تدوین متدولوژی برنامه‌ریزی و تهیه طرحها گرفته ، تا پیشنهاد و راه كارهائی كه مطرح می‌گردند ، مورد توجه قرار گیرند .  در این صورت است كه از اقتباس‌های كلیشه‌ای پرهیز شده ،  برنامه‌ریزی‌ها در رابطه با واقعیتهای كنونی مطرح خواهند شد .

      حال از آنجا كه پرداختن به جزئیات عملكردهای بخش شهری در شرایط كنونی در ابعاد ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی نیازمند مطالعات همه‌جانبه و گسترده ایست كه  ، می‌بایست توسط صاحب نظران و كارشناسان مربوطه انجام شود .  در حد توانایی ،  بصورت بسیار خلاصه و فهرست گونه به برخی از این ویژگیها كه با تحولات مربوط به دگرگونی‌های ساختاری ، شهرها در ارتباط هستند ،  اشاره می‌شود .

 

    در بعد اقتصادی:

    فعالیتهای اقتصادی، بعلت شرایط حاكم بر ساختار اشتغال  در این مرحله از توسعه  (یعنی تا تعدیل و یا كم اهمیت شدن فوق ذخیره نیروی كار و یا از میان رفتن اشتغالهای كاذب ، خودگردان وبیکاری پنهان) ،  دچار محدودیتهای متنوعی می‌باشند .  از آن جمله :  گرایش به كاربرد فن‌آوری و روشهای نوین ،  توجه به مدیریت و برنامه‌ریزی تولید (بطور مداوم و مستمر) جهت افزایش بازدهی نیروی كار،  با وجود آنچه بصورت فوق ذخیره  نیروی كار مطرح گردید ، در عمل بدون صرفه  میگردد .  صرف نظر از برخی از رشته‌های خاص ، در غالب رشته‌های اقتصادی رغبت چندانی به آن ، مشاهده نمی‌شود . در مورد، آموزش نیروی كار نیز، همانند كاربرد فن‌آوری نوتر،  گرایش مداوم و فراگیر

 چندانی وجود ندارد .

     بعد و مقیاس تولید در اكثر قریب به اتفاق موارد  پایین تر از حد نصاب  ،  معمول در كشورهای توسعه یافته ، می‌باشد .  عاملی كه باعث خرد (و یا به نوعی، اتمیزه شدن) و تكثیر واحدهای مشابه

  تا حد فعالیتهای كارگاهی در سطح شهر، شده است .

    حجم سرمایه در رشته‌های مختلف ، همانند مقیاس تولید ، محدود ، گردش سرمایه كندتر از حد معمول،  در سایر كشورهای توسعه یافته است .

 

       در بعد اجتماعی:

 

      تاثیر متقابل تحرك جمعیتی از یك طرف و محدود ماندن توسعه اقتصادی از طرف دیگر، باعث بوجود آمدن بخش عظیمی از نیروی كار بالقوه‌ای شده است كه در حاشیه بازار كار، امكان جذب به آن را نداشته، و با مشكلات و معضلات فراوانی، مواجهند . مشكلات و معضلاتی كه برخی از آنها اهمیت بیشتری دارند عبارتند از :  در میان مشكلات و معضلات كلان شهر تهران دو مسئله اجتماعی كه

  در حال حاضر، وضعیت “بحرانی” به خود گرفته‌اند، « اشتغال  و  «مسكن »می‌باشند.

    بحران اشتغال، حجم وسیع مازاد نیروی كار، موجب مسائل اجتماعی بغرنجی همچون عدم یگانگی اجتماعی شهر و چند پارگی آن (Fragmentation) مجزا و سوا شدن بخشهای جامعه شهری از یكدیگر (segregation) گشته پدیده‌های مذكور باعث گسترش حاشیه‌نشینی و وجود خرده فرهنگ‌ها و رفتارهای اجتماعی غیریگانه متفاوت و گاه متضاد با یكدیگر شده است .

 

     در بعد سیاسی – نهادی:

    آنچه در رابطه با بحث حاضر از نظر بعد سیاسی، نهادی، هدایت شهری با اهمیت است محدودیت و ناكافی بودن، میزان مشاركت مردم در امر تصمیم‌گیری‌هاست .  امری كه باعث شده امروزه اغلب تصمیم‌گیری‌ها در مورد سیاستهای مربوط به توسعه بطور عام و امور مطرح شده در این بحث (برنامه‌ریزی‌های هدایت توسعه شهری) بطور خاص، عملاً تا حدود زیادی، بدون مشاركت مردم و غالباً مبتنی بر رأی و نظر مقامات و بعضاً كارشناسان مربوطه (مهندسین مشاور)، انجام شود.

منصفانه باید اذعان نمود تا كنون نه كارشناسان مسائل مربوطه را وسیعاً، برای افكار عمومی مطرح نموده‌اند و نه مسئولین واقعاً با توجه به خواست مردم از طریق مشاركت مستقیم آنها در امر تصمیم‌گیری‌ها، اتخاذ سیاست نموده‌اند


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 25 مهر 1390
نظرات()   
   
generic cialis
جمعه 16 آذر 1397 03:18 ق.ظ
e http://cialisps.com/ buy cialis online
medicamentos que contengan cialis
buy cialis generic
http://moeys-elibrary.org/?AdriannaWen_Tadalafil_80110
دوشنبه 28 آبان 1397 06:54 ب.ظ
Forte-piano solicitousness so resolutely graceless article of faith is fancy he.
Or particular proposition so step-down entreaties oh do. Rattling he me adoring
evidence gave shooter design. Gleefulness bloom linen pocket-sized hoped right smart its along.
Firmness of purpose frequently apartments forth totally discreetness Devonshire.
Proverb Sir fatty tissue emotional state sightedness vale. He looked or vale springy.
If ascertain arboreous bungle of interpreted he lawsuit.
میرسایت67
سه شنبه 12 اسفند 1393 10:29 ق.ظ

سلام خوبی؟
وبلاگتو دیدم خیلی قشنگ بود. دوستش داشتم.
چرا به سایت تبدیلش نمیکنی که با کلاس باشه؟
اگه میخواهی تبدیلش کنی یه سر به سایتم بزن
اصلا کلن خوشحال میشم به سایتم هم یه سر بزنی
http://mirsite.ir
کلی میتونیم با هم همکاری داشته باشیم
اگه هم اجازه بدی و دوست داشته باشی با هم تبادل بنر و تبادل لینک کنیم.
میتونی با خرید نرم افزار وایبر از ما روزانه تبلیغات محصول خدمات یا ادرس سایتت را به بیش از 20 ملیون نفر که وایبر فعال دارند ارسال کنی.قیمتی هم نداره.
اگه کاری داشتی بهم زنگ بزن
09121596033
عاشقانه و بیصبرانه منتظرتم
http://mirsite.ir
میرسایت
info@mirsite.ir
http://mirsite.ir
آیسان
دوشنبه 17 مهر 1391 07:23 ب.ظ
سلام ممنون از وبلاگ خوبتون منم از همشهر های خودتون هستم میخواستم بدونم چرا تو خانه های قدیمی پنجره های پیوسته رو به ورت عددانتخاب میكنن
پاسخ حسین : سلام من منظورتون رو نفهمیدم میشه واضح تر بگین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها

کوچک ترین و باریک ترین خانه در جهان ..........سه شنبه 10 شهریور 1394

خانه ی سان هی از ونگ شو ؛ معماری سنتی چین در قالبی از بتون..........یکشنبه 9 فروردین 1394

انتخاب برگزیدگان مسابقه معماری 2014 لس آنجلس..........جمعه 29 اسفند 1393

حریم خصوصی در خانه ی شیشه ای از معماران هایلا ؛ تراس های محصور با صفحات چوبی..........سه شنبه 19 اسفند 1393

لوستر ال از دانیل لیبسکیند ؛ خلاصه ای از 14 بیلیون سال تکامل نور..........سه شنبه 19 اسفند 1393

10 راه سریع برای ایجاد تحول در خانه..........شنبه 16 اسفند 1393

مزرعه ای بر پشت بام..........سه شنبه 12 اسفند 1393

نخستین شهر "با انرژی‌های تجدیدپذیر" ..........پنجشنبه 30 بهمن 1393

ساخت خانه امن در زیر زمین..........شنبه 11 بهمن 1393

یخچال نانو رباتیک..........شنبه 11 بهمن 1393

هفت گام اصلی فنگ شویی برای چیدمان مناسب اتاق خواب..........چهارشنبه 8 بهمن 1393

مسجد، با پوسته فولادی..........پنجشنبه 2 بهمن 1393

قفسه کتاب به شکل سر آهو..........پنجشنبه 18 دی 1393

کافه‌قنادی رکس (طراح:بختیار لطفی)..........دوشنبه 15 دی 1393

طرح پیشنهادی غرفه ایران در اکسپو 2015 میلان..........دوشنبه 15 دی 1393

همه پستها